كنترل فشار رواني

چگونه فشار رواني را مي توان كاهش داد ؟

 

1-  از واكنش خود به فشار رواني آگاهي كسب كنيد .

2-   خود گويي مثبت را افزايش دهيد .

3-  بر توانايي ها و تكاليف كامل شده ي خود تمركز كنيد .

4-  از رقابت غير ضروري بپرهيزيد .

5- رفتارهاي جرأتمندي خود را افزايش دهيد .

6-  محدوديت هاي خود را شناخته و بپذيريد (تفاوت فردي ) .

7-  سرگرمي هايي براي خود در نظر بگيريد .

8-  شوخ طبع باشيد .

9- به طور منظم ورزش كنيد .

10- درباره ي نگراني ها با دوستان مورد اعتماد صحبت كنيد .

11-وقت خود را بصورت خردمندانه مورد استفاده قرار دهيد .

12- راي آينده طرح داشته باشيد و در اجراي آن طفره نرويد .

13-  برنامه ي كاري هفتگي داشته باشيد و به آن عمل كنيد .

14- اهداف واقع گرايانه انتخاب كنيد .

15- اولويت هاي كاري و زندگي خود را بشناسيد.

16- فراغت هاي كوتاه و مكرر براي خود در نظر بگيريد.

17-از روش هاي آرامش بخشي استفاده كنيد .

 

 

راههاي رسيدن به آرامش از ديدگاه اسلام

    ذکر و یاد خدا

ذکر و یاد خدا باعث آرامش دل ها است. همان طور که خداوند در سوره رعد آیه ۲۸ می فرماید: الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ «دل ها با یاد خدا آرام می گیرند.»

  توکل به خدا

کسی که توکل به خداوند نداشته باشد، همیشه دست نیاز به دیگران دراز می کند و این وابستگی موجب سلب آسایش او می شود. این افراد با کوچک ترین مشکل به دیگران متوسل می شوند و هیچ امیدی ندارند. دراین شرایط باید بدانند خود سعی و تلاش کرده و خداوند قهار است و مشکلات آنها را حل می کند.

خداوند در قرآن سوره طلاق آیه ۳ می فرماید: من یتوکل علی الله فهو حسبه:« هرکه به خداوند توکل کند.خداوند او را بس است.»

بنابراین کسی که توکل به خدا داشته باشد، دیگر حرص مشکلات و سختی ها را نمی خورد و خود را به خداوند می سپارد.

نداشتن حرص و طمع

انسان ها هرچقدر ثروتمندتر باشند، به همان میزان آرامش کمتری دارند. هر قدر زندگی ماشینی و امکانات رفاهی و همین، طور آسایش بیشتر باشد، به همان نسبت و به همان تناسب آرامش ما کم می شود.

کسی که به فکر مال اندوزی و طمع باشد، همیشه به این فکر است که ثروتش بیشتر شود، درنتیجه آرامشی ندارد. افرادی که معمولا چشم داشت و یا حسرت مال و علم افراد را می خورند، معمولا از روح روان سالمی برخوردار نیستند.

 

ادامه نوشته

بهداشت روانی در مدارس

 

 

  مدارس نقش مهمي در پيشبرد امر بهداشت رواني در سطح جامعه دارند. معلمان و مربيان به عنوان عناصر کليدي آموزش و پرورش در انجام وظايف آموزشي و پرورشي اگر با نيازهاي مختلف جسماني، رواني و اجتماعي شاگردان آشنا و از نکات اساسي مربوط به برخورد مناسب با کودکان و نوجوانان
سر کلاس درس و محيط مدرسه، آگاهي داشته باشند، بهتر مي‌توانند آنان را در جهت نائل آمدن به پيشرفت تحصيلي و در نهايت کسب يک شخصيت استوار ياري كنند.


در مدارس به علت تأکيد بيش از اندازه بر آموزش‌هاي نظري و انباشت حافظه از محفوظات مختلف، مجال کمتري به معلمان و مديران داده مي‌شود که به نيازهاي مختلف کودکان و نوجوانان توجه بايسته‌اي صورت گيرد، در صورتي که نيازهاي ايمني (احساس اطمينان)، نياز به تعلق و دوست داشتن و حتي نياز‌هاي فيزيولوژيک شاگرد بايد به صورت مناسب ارضا شود تا در وي خود پنداره مثبت و عزت نفس بالا حاصل شود. بدون توجه به اين عوامل، دانستني‌ها و محفوظات هيچگونه کارکرد مفيد و مؤثري نخواهند داشت. اين نکته زماني آشکارتر مي‌شود که توجه داشته باشيم پرورش شخصيت اخلاقي به عنوان يک هدف غايي در تعليم و تربيت مطرح است و رسيدن به آن پايه، مستلزم توجه به نيازهاي روان شناختي و اصول بهداشت رواني شاگردان در مدارس است.‏


بيشتر کودکاني که داراي مشکلات بهداشت رواني هستند، هرگز به خدمات تخصصي که بدان نيازمندند، دسترسي ندارند و مؤسسات و نهادهاي اساسي همچون مدارس بايد به آنها توجه داشته باشند. بسياري از معلمان ممتاز آگاهي چنداني از مسائل بهداشت رواني کودکان ندارند. آنان فاقد دانش، شناخت و مهارت لازم براي مقابله با مسائل بهداشت رواني هستند، گاهي حتي معلمان بسيار با تجربه هم هنگام برخورد با اين شاگردان احساس ناتواني مي‌کنند. آنها ممکن است نسبت به روشي که بايد در برخورد با اين کودکان داشته باشند، مطمئن نباشند يا نگران باشند هر کارکه انجام دهند مشکلات آنان را تشديد كند. اين مسأله در برخي از مواقع به خاطر بي‌ميلي متخصصان بهداشت براي ارائه اطلاعات به معلمان و ناتواني آنها در درک محدوديت‌هايي که معلمان ضمن کار با اين کودکان در مدارس معمولي دارند، تشديد مي‌شود.


بسياري از معلمان متوجه دانش آموزان با مشکلات هيجاني و رفتاري (‏EBD‏) مي‌شوند، ليکن اغلب تمايز واضحي ميان «رفتار غلط بهنجار، مشکلات هيجاني و رفتاري» و «بيماري رواني» وجود ندارد. کودکان داراي ‏EBD‏ در طيف پيوسته‌اي قرار مي‌گيرند که از «شيطنت‌هاي اتفاقي» در يک طيف تا «بيماري رواني» در طرف ديگر طيف را شامل مي‌شوند. در ارزيابي وضعيت کودکان، اين که آنها بهEBD‏ دچار هستند يا خير، بستگي خواهد داشت به ماهيت، فراواني، اصرار (تداوم)، شدت، نابهنجاري رفتار يا اثر تراکمي رفتار آنها در مقايسه با رفتارهاي بهنجار مورد انتظار از کودکان هم سن آن‌ها. ‏EBD‏ مي‌تواند داراي شکل‌هاي مختلفي باشد. در آيين‌نامه اجرايي نيازهاي آموزشي ويژه (‏EFD،1994). به شکل‌هاي انزواجويي، گرايش به افسردگي و خودکشي، اشتغال ذهني وسواس‌گونه همراه با عادات خوردن، مدرسه هراسي، سوء مصرف موادمخدر، رفتارهاي تخريبي، ضداجتماعي و غيرهمکارانه و همچنين محروميت (ناکامي)، خشم و تهديد به تجاوز اشاره شده است.


در هر صورت معلمان، به ندرت قادرند تعريف روشني از ‏EBD‏ ارائه دهند (دانيل و ديگران، 1999). به عنوان مثال، کودکان بيش فعال را اغلب کودکان شيطان به شمار مي‌آورند. ممکن است ارزيابي اين که کودکان در کجاي پيوستار بين شيطنت اتفاقي تا بيماري رواني قرار مي‌گيرند، مشکل باشد. بسياري از کودکان در دوره‌هاي اتفاقي رفتارهاي تخريبي و کناره‌جويانه از خود نشان مي‌دهند، ليکن در برخي از کودکان اين دوره‌ها آن‌قدر شدت و نيز دوام دارند که گواه بر EBD‏ هستند.

    

ادامه نوشته