خانواده و آسیب های روانی موجود در آن
خانواده ناسالم (آسیب زا )
خانواده ناسالم خانواده ای است که قادر به تأمین نیازهای تکاملی، حل مشکلات و تعارض های خود نبوده و کارکردهایش مختل می باشد.
بنابراین، با توجه به چنین مفروضه ای، خانواده آسیب زا یا مسئله دار در اثر ازدواج های ناموفق به وجود می آید و ازدواج های ناسالم نیز توسط افراد ناسالم و مشکل دار شکل می گیرد. از آن رو، که افراد مسئله دار همواره مترصد ازدواج با شبیه خود هستند (همسان همسری) فرآیند چندنسلی از خانواده های مسئله دار به وجود می آیند و این نظام مختل نسل به نسل انتقال می یابد. (بوئن، 1989) در این نوع خانواده ها سلسله مراتب قدرت هرج و مرج گونه است، به گونه ای که یکی از والدین قدرت تام دارد و یا اینکه والدین افرادی منزوی و کناره گیر بوده و فرزندان کنترل اوضاع را به عهده دارند. در این نظام، مرزها نامشخص و مبهم است، اعضای خانواده استقلال رأی ندارند، تناقض ها فراوان دیده می شود، ابراز آزادانه احساسات دچار مشکل می باشد، الگوی ارتباط هرج و مرج است و بحث و گفتوگو به کلی تعطیل می باشد. این خانواده ها در حل مشکلات با دشواری های زیادی مواجه هستند. به طور کلی، این گونه خانواده ها دارای اختیار و قدرت بسیار نامشخص، غیرشفاف و نامؤثر هستند و ارتباطات نیز حاکی از نارضایی است. روحیه افراد پایین و به سمت افسردگی گرایش دارد. نظام خانواده بسته و اعضای آن دچار سردی عاطفی و از هم گسستگی می باشند. در بعضی از این نوع خانواده ها مرزها بسیار خشک و افراد نسبت به یکدیگر بی تفاوت می باشند یا ممکن است مرزها به هم تنیده باشد. عشق و محبت در این مکان ها به صورت مشروط است و حریم شخصی افراد محترم شمرده نمی شود، آستانه تحمل بسیار پایین و کشمکش و تنش بسیار بالاست. مشکلات توسط اعضا نادیده انگاشته می شود و اعضا در صدد یاری رساندن و یا کمک خواستن از یکدیگر نیستند و به نظر می رسد که نشانه های مرضی از یک عضو به عضو دیگر منتقل می شود. ویژگی های این خانواده در یک ترسیم کلی عبارتنداز: اضطراب زیاد، تداخل مرزها، مقرّرات مبهم و پنهان، فقدان آزادی و روابط متقابل دروغین.
ویژگی ها و مشخصات خانواده های ناسالم
1. انکار :
این قبیل خانواده ها مشکل خود را انکار می کنند. به همین دلیل، مسائل آنان هیچ گاه حل نمی شود.
2. خلأ صمیمیت :
صمیمیت از میان اعضا رخت بربسته است.
3. نقش های بدون انعطاف :
اجبار و الزام در این خانواده ها سرسام آور است. فرزندان حقانیت خود را به خاطر فرزند بودن از دست می دهند.
4. مرزهای نامشخص :
همه افراد به جای یکدیگر احساس می کنند، تصمیم می گیرند، فکر می کنند و حتی عمل می کنند.
5. فدا شدن نیازهای فردی :
افراد اعضای فراموش شده هستند. نیازهای آنان برآورده نمی شود، تقریباً اعضا همیشه خشمگین و افسرده هستند.
6. ارتباط نادرست :
اعضا یا در تقابل با یکدیگر هستند و یا اینکه با هم توافق کرده اند که با یکدیگر مخالفت نکنند (پرخاش یا سکوت).
7.
مرموزسازی :
از جمله مواردی که خانواده را به حالت منجمد نگه می دارد مرموز بودن و ریاکار بودن است. در این شرایط، همه اعضا از برخی مسائل آگاه هستند، امّا تظاهر به ندانستن می کنند.
8. فقدان حد و مرز :
افراد برای حفظ نظام خانواده از حد و مرز شخصی خود عدول می کنند.
حال که با ویژگی های خانواده سالم و ناسالم از نظر عملکردی آشنا شدیم، در اینجا لزوم خانواده درمانی مطرح می شود. افراد در خانواده های مشکل دار چه سرنوشتی دارند؟ آیا آن ها مقهور طبیعت نابهنجار خود هستند؟ مسلماً خیر. هر فردی می تواند برای تغییر تلاش کند و خود را به یک فرد سالم نزدیک سازد.
لزوم خانواده درمانی
افراد در خانواده های مشکل دار چه سرنوشتی دارند؟ آیا آن ها مقهور طبیعت نابهنجار خود هستند؟ مسلماً هر فردی می تواند برای تغییر به سمت مثبت تلاش کند و خود را به یک فرد سالم و کامل نزدیک کند. امّا این کار با مشورت یک مشاور و خانواده درمانگر با سهولت بیشتری انجام می شود. در مواردی که خانواده ها از نشانه های نابهنجار زیادی برخوردارند، اصلاح و تغییر به سمت کمال جز با مشورت یک مشاور امکان پذیر نیست. دامنه فعالیت مشاوران خانوادگی گسترده است. آن ها از راه های گوناگونی به رشد خانواده ها کمک می کنند که عبارتند از:
1. ساده سازی رشد
مصاحبه و مشاوره با اعضای خانواده باعث تقلیل مقاومت ها و موانعی می شود که بر سر رشد طبیعی اعضای خانواده قرار دارد. وقتی اعضای خانواده با مسیر رشد افراد آشنا شدند و نحوه برخورد صحیح را فرا گرفتند، دانسته های خود را به کار خواهند گرفت و خانواده ای پربارتر خواهند داشت.
2. کمک به برخورد مناسب با بحران های خانوادگی
هر خانواده در طول تاریخ خود گاهی دچار بحران می شود. این بحران ممکن است ناشی از شرایط اجتماعی، وضعیت اقتصادی، بیماری ها و حوادث غیرمنتظره باشد. در این صورت، خانواده با احساسات متضاد و گاهی مخالف مواجه می گردد که عملا توان برخورد با آن را ندارد. گاهی بحران در اثر وجود کودک عقب مانده یا ناسازگار ایجاد می گردد، و گاهی مرگ یا جدایی همسر سبب بحران در خانواده می گردد. در چنین مواردی مشاوره خانوادگی می تواند به بررسی امکانات و نحوه برخورد با مشکل کمک کند.
3. آموزش به کودکان و نوجوانان
بسیاری از خانواده ها نحوه صحیح برخورد با کودکان و نوجوانان را نمی دانندو برخوردغیرمنطقی وگاه خصمانه با فرزندان خواهند داشت. مشاور خانواده می تواند به تصحیح این روابط کمک کند.
4. بهبود ارتباطات در درون خانواده
بعضی از همسران رابطه خوبی با یکدیگر ندارند. آن ها به علایق، خواسته ها و نیازهای همدیگر توجهی نمی کنند. با اینکه آن ها از نظر قانونی با یکدیگر زندگی می کنند ولی از نظر روانی از یکدیگر گسسته اند و اصطلاحاً «طلاق روانی» در بین آن ها جریان دارد. مشاور در چنین حالتی می تواند آنان را به داشتن رابطه ای باز توأم با احترام تشویق نماید، شبکه ارتباطات غلط را تصحیح نماید و آنان را در جهت مثبت و سازنده هدایت نماید.
5. کمک به تشکیل خانواده و جلوگیری از به هم پاشیدن آن
از جلسات مشاوره خانوادگی می توان برای تدارک ازدواج استفاده کرد و به افراد برای شناخت و آشنایی بیشتر با یکدیگر کمک نمود. همچنین می توان از به هم پاشیدن خانواده جلوگیری نمود. بسیاری از جدایی ها در اثر نبودن یک مجرای ارتباطی صحیح و وجود روابط غلط و پیچیده ای است که در شبکه و نظام خانواده وجود دارد و مشاور خانواده می تواند به خانواده ها کمک کند تا کانال ارتباطی روشن و رابطه ای باز و نظامی کارساز داشته باشند.
عواملی که ذکر گردیدند، لزوم خانواده درمانی را مطرح می سازند، امّا یک درمانگر چگونه تشخیص می دهد که یک خانواده نیاز به مشاوره دارد و مشاوره با خانواده سودمندتر از مشاوره تک تک اعضا است؟ گرچه خانواده ها مشکلات خود را در قالب مشکل یکی از اعضا و غالباً کودکان و نوجوانان بیان می کنند، ولی مشکل را باید در ساخت خانواده و نظام آن و در شبکه ارتباطات خانوادگی جستوجو کرد. خانواده هایی که مشکل دارند، دارای شبکه ارتباطی مناسبی نیستند و مشاور این ارتباط معیوب را از کلمات، تُن صدا، حالت چهره، وضعیت بدن، اشارات و علایمی که بین اعضا رد و بدل می شود می فهمد.
تفاوت مشاور مجرب و زبده با مردم عادی در این است که او نکات ریز و خاصی را در ارتباط با خانواده ها رعایت می کند. او هرگز مشکل خانواده را کوچک نمی شمرد، وقتی افراد خانواده مشکل خود را مؤدبانه بیان می کنند ممکن است چنین برداشت شود که مشکل آنان ناچیز و بی اهمیت است، در صورتی که چنین نیست و ممکن است مشکل عمده ای در میان باشد; مثلا، اگر خانمی احساس کند که شوهرش با احترام با او رفتار نمی کند، درمانگر این مسئله را بی اهمیت ندانسته و به تفصیل جویای ماجرا می شود. همچنین یک مشاور مجرب از موضوعات انتزاعی اجتناب می کند و تا آنجا که امکان دارد از اعضا می خواهد تا به رفتارهای عینی و قابل لمس توجه نمایند. مثلا، از شوهرش که نسبت به بی محبتی همسرش اعتراض دارد می خواهد که رفتار غیرمحبت آمیز همسرش را بازگو کند و مشخص کند که چه رفتاری از او را نمی پسندد. به علاوه، یک مشاور زبده در جریان مشاوره هیچ گاه با یک عضو ائتلاف نمی کند. گاهی از یکی از اعضای خانواده در مقابل دیگری حمایت می کند، امّا مواظب است تا از این حمایت تعبیر سوء نشود. او مواظب است که در جریان درمان معنا و مفهوم زندگی به بحث و جدل کشیده نشود; زیرا بعضی از زوجین از طریق بحث های فلسفی و انتزاعی سعی در به انحراف کشیدن جریان مشاوره دارند.
آخرین موضوعی که در رابطه با خانواده درمانی مطرح می شود این است که درمانگر مجرب از بحث زیاد درباره وقایع گذشته دوری می کند. گاهی طرح مسائل گذشته برای روشن شدن وضع فعلی مفید است، ولی نباید بحث در مورد وقایع گذشته باعث شود که بیشتر وقت مشاوره صرف بررسی وقایع گذشته شده و روابط فعلی اعضا خانواده از نظر دور شود. در جوامع امروزی علی رغم رشد سریع فنّاوری و علوم وابسته، ارتباطات خانوادگی روزبه روز به سمت گسستگی و سرد شدن پیش می رود.
بر اساس نتایج تحقیقات، میانگین زمان برقراری ارتباط کلامی پدران و مادران با کودکانشان در برخی شهرها و کشورها در 24 ساعت شبانه روز، یک دقیقه اعلام شده است. این مسئله پایه شروع اختلالات شخصیتی و ناکامی است و این در حالی است که بچه ها بیش از آنکه به تماشای برنامه های تلویزیونی نیاز داشته باشند، نیازمند ارتباط بصری و کلامی با پدر و مادر خود هستند. در جوامع امروزی والدین بیشتر وقت خود را در خارج از منزل صرف می کنند و این در حالی است که بیشتر کودکان و نوجوانان بیشتر از پول توجیبی نیازمند توجه و محبت هستند. نرم ها تغییر کرده و خانواده، این مأمن و محل آسایش، معنای خود را از دست داده است. شاید تا چند سال آینده کانونی به نام خانواده وجود نداشته باشد و این بنیادی ترین هسته اجتماعی کم رنگ و کم رنگ تر شود. به راستی چرا چنین است؟
منابع
1. سیداحمد احمدی، مقدّمه ای بر مشاوره و روان درمانی ، اصفهان، انتشارات دانشگاه اصفهان، 1377;
2. کلمیت وزیون اشتیرلین، مفاهیم و تئوری های کلیدی در خانواده درمانی ، ترجمه سعید پیرمرادی، انتشارات همام، 1379;
3. غلامعلی افروز، روان شناسی خانواده ، همسران برتر، انتشارات انجمن اولیا و مربیان، 1377;
4. ویرجیناستیر، آدم سازی ، ترجمه بهروز بیرنگ، نشر رشد، 1376;
5. سالوادر مینوچین، خانواده و خانواده درمانی ، ترجمه باقر ثنایی، تهران، امیرکبیر، 1376;
6. N.W Ackerman (1990), The Psychodynamics of family life , New york, Norton.
7. Bowen (1989), Family Therapy in chinical practice , New york, Jason Aronson.
8. Minuchine,s (1995), Family Tenrpy Techiniques , eambridge, massachusett
کارشناس ارشد مشاوره وراهنمايي